عبد المحمد آيتى
345
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
خوانند ) تا پرندگان گرسنه از آن بخورند و سير گردند ولى پيروان آئين محمدى در ابطال خيرات و مبرات مىكوشند و هرچه هست بناحق صرف لذات و وسيلهء جاه و حرمت خود مىسازند . بارى شهزاده كردوچين بتازگى مدرسهء شاهى را در جوار دولتخانهء اتابكى احداث فرموده كه بنايى است در نهايت آراستگى و در آن براى تعيين ساعات و اوقات نمازهاى پنجگانه و معرفت مقادير شب و نزول و عروج سيارات هفتگانه در منازل بروج ترتيب نيكويى دادهاند [ 626 ] بندهء وصاف كه بر سبيل ارث و اكتساب پروردهء خاندان سلغرى است ابياتى سرودم كه آن را به آب زر و تكحيل لاجورد بر گرد آن نقش كردند : وقت و ساعات تو دلافروز است * شب تو قدر و روز نوروز است ساحت قبهات چو خلد برين * محنتانداز و راحتاندوز است از بلندى طاق بارگهت * دل قنديل چرخ پرسوز است پيش آن بندگان لعل كمر * كمترين بنده چرخ پيروز است بازوى ظلم از تو بىزور است * عدل را بخت از تو پيروز است پيش خوان نوال آمده چست * چرخ با قصعه بهر دريوز است طبع وصاف در ثناى تو شاه * خوش به اقبال تو دلافروز است كردوچين باد در دو دنيا شاد * حافظش خالق شب و روز است و اين دو بيتى هم بر حاشيه طاسى كه در آنجاست نوشته آمد : وصاف گفت طاس فلك مىكند طنين * از مژدهء سعادت و اقبال كردوچين دنيا و دين مسخر اهل كمال شد * بادا مسخر تو كمالات آن و اين و در حوالى آن سرابستانى ساخته چون بهشت برين و در جانب چپ و راست آن سقايهها مرتب ساخته كه پيوسته آبى صاف و گوارا از آنها مىگذرد و حمامى احداث كرده كه چنو در هيچ جاى نباشد و درآمد آن براى خيرات و مبرات وقف مخلّد نمود و براى طلبهء علوم و حافظان قرآن و صوفيان و ساير نيازمندان وظايف ماهيانه و روزانه معين كرده است . [ 627 ] چون سعادت ابدى يار او بود فرمود تا خوابگاه ابدى او را در حريم حرمتفزاى مدينه حضرت رسول ( ص ) ملاصق باب الرحمه از مسجد سيد المرسلين برافراختند و مال حلال در بناى آن صرف كرد . خداى او را به همه آرزوهاى اينجهانى و آنجهانىاش برساناد .